محاسبه قيمتِ كندن و رفتن...خانم روانشناسى جلسات مشاوره خصوصى داشت براى كسانى كه قصد و نيت مهاجرت دارند و شايد نگرانى و ترديد همچنان در وجودشان هست. در آن جلسه مهمترين سؤالى كه وى مطرح و با مراجعه كننده طى چند ساعت بررسى مىكرد اين بود كه: «براى مهاجرت حاضر به تاوان دادن تا چه اندازه و از دست دادنِ چه چيزهايى هستى؟!»سؤال مهمى بود و كاملاً درست، چون بيشتر افراد كه مهاجرت برايشان يك انتخاب است (و نه اجبار) به آنچه در تصور خود به دست مىآورند يا در مقصد منتظر آنهاست فكر مىكنند. اين كه با مهاجرت به قصد شروع يك زندگى در مقصدى دور، آنچه را دارى مىگذارى و ميروى، بهايى است كه لااقل آگاهانه بايد پرداخت. براى بسيارى از ما فكر كردن به نكات مثبتى كه از مقصد شنيدهايم يا مىشناسيم ناخودآگاه برجستهتر از سختىهاى آنجا و از دست دادههاى اينجاست. شايد همان خانم روانشناس كسى باشد كه بتواند به تك تك موارد امتياز بدهد و براى ما ارزش گذارى كند و در نهايت به يك كميت عددى برسد و آن را جلوى چشمان ما بگذارد و بگويد حالا با اين دانستهها و اطلاعاتى كه روى كاغذ آوردهايم تصميم خود را بگير!نمىدانم در اين از دست دادنها، روابط عاطفى و دوستانه چقدر امتياز دارند؟ يا حتى احساسِ شناخته شدن و آشنايى با همسايه و كاسب محل و اطمينان از اينكه هر قدم را روى زمينى ميگذارى كه بدونِ فكر مال خود مىدانى چقدر مهم است؟ ولى فكر كردن به آن و امتياز دهى كارى عاقلانه است. در نهايت هم اگر بگويى «همه اينها براى من آن قدر مهم نيست كه مانع تصميمم شود» خوب است چون بالاخره به آنها فكر كردهاى و فهميدهاى كه هدفت مهمتر از جمعِ حسابى اين عوامل است.من آدمهاى بسيارى را ديدهام كه عليرغم دليل و توانايى براى مهاجرت اما در محاسبه نديدن پدر و مادر و نزديكان و حتى خاطرات و غيره، ماندن را انتخاب كردهاند. بر هيچ كدام از دو گروه، چه آنها كه ماندهاند و چه آنها كه رفتن را انتخاب كردهاند كسى نمىتواند خُرده بگيرد چون هيچكس جاى آنها نيست، ولى گاهى در اين محاسبات، عواملِ ماندن چنان قوى و اجتناب ناپذيرند كه هر بينندهاى را به قضاوت واميدارد. منظورم نقش و مسئوليتى است كه يك نفر دارد و براساس آن، رها كردن و رفتنش براى هر بينندهاى عجيب است و او را سرزنش مىكند. در اين حالت شايد هيچ عذر و بهانهاى براى مهاجرت ديگران را قانع نمىكند و فقط يك حرف مىماند كه «زندگى و تصميم خودم بود و پاى عواقبش ايستادهام...».نويسنده ما امروز در قصهاش به تنهايىِ آدمها كه ديگران نمىبينند پرداخته است. او شخصيتها را در بستر داستان به خوبى شكل داده و باورپذير نموده و خوانندهاش را با قضاوتهاى درست و غلط، همراهِ اين شخصيتها كرده است.به نظر من مهم است كه در پايان قصه به اين فكر كنيم كه چقدر به نيازهاى روحى و روانى افراد و تنهايىشان قبل از قضاوت توجه كردهايم؟همراه او و اولين اثرش در شادان شويم كه اهلِ فكر را جلب خواهد كرد.
بخشها :
فایل ضمیمه: دانلود فایل
سبد خرید شما خالی است 
همراه گرامی انتشارات شادان؛