پاییز بی تردید
اشتراک گذاری

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آدرس کوتاه شده‌ی صفحه:
پاییز بی تردید
کدکالا:

پاییز بی تردید

نویسنده: مریم بینائی
نوبت چاپ: ۱
تعداد صفحه: ۴۲۰ صفحه
از 0 رای
1,100,000 تومان

محاسبه قيمتِ كندن و رفتن...خانم روانشناسى جلسات مشاوره خصوصى داشت براى كسانى كه قصد و نيت مهاجرت دارند و شايد نگرانى و ترديد همچنان در وجودشان هست. در آن جلسه مهم‏ترين سؤالى كه وى مطرح و با مراجعه كننده طى چند ساعت بررسى مى‏كرد اين بود كه: «براى مهاجرت حاضر به تاوان دادن تا چه اندازه و از دست دادنِ چه چيزهايى هستى؟!»سؤال مهمى بود و كاملاً درست، چون بيشتر افراد كه مهاجرت برايشان يك انتخاب است (و نه اجبار) به آنچه در تصور خود به دست مى‏آورند يا در مقصد منتظر آنهاست فكر مى‏كنند. اين كه با مهاجرت به قصد شروع يك زندگى در مقصدى دور، آنچه را دارى مى‏گذارى و ميروى، بهايى است كه لااقل آگاهانه بايد پرداخت. براى بسيارى از ما فكر كردن به نكات مثبتى كه از مقصد شنيده‏ايم يا مى‏شناسيم ناخودآگاه برجسته‏تر از سختى‏هاى آنجا و از دست داده‏هاى اينجاست. شايد همان خانم روانشناس كسى باشد كه بتواند به تك تك موارد امتياز بدهد و براى ما ارزش گذارى كند و در نهايت به يك كميت عددى برسد و آن را جلوى چشمان ما بگذارد و بگويد حالا با اين دانسته‏ها و اطلاعاتى كه روى كاغذ آورده‏ايم تصميم خود را بگير!نمى‏دانم در اين از دست دادن‏ها، روابط عاطفى و دوستانه چقدر امتياز دارند؟ يا حتى احساسِ شناخته شدن و آشنايى با همسايه و كاسب محل و اطمينان از اينكه هر قدم را روى زمينى ميگذارى كه بدونِ فكر مال خود مى‏دانى چقدر مهم است؟ ولى فكر كردن به آن و امتياز دهى كارى عاقلانه است. در نهايت هم اگر بگويى «همه اينها براى من آن قدر مهم نيست كه مانع تصميمم شود» خوب است چون بالاخره به آنها فكر كرده‏اى و فهميده‏اى كه هدفت مهم‏تر از جمعِ حسابى اين عوامل است.من آدم‏هاى بسيارى را ديده‏ام كه عليرغم دليل و توانايى براى مهاجرت اما در محاسبه نديدن پدر و مادر و نزديكان و حتى خاطرات و غيره، ماندن را انتخاب كرده‏اند. بر هيچ كدام از دو گروه، چه آنها كه مانده‏اند و چه آنها كه رفتن را انتخاب كرده‏اند كسى نمى‏تواند خُرده بگيرد چون هيچ‏كس جاى آنها نيست، ولى گاهى در اين محاسبات، عواملِ ماندن چنان قوى و اجتناب ناپذيرند كه هر بيننده‏اى را به قضاوت واميدارد. منظورم نقش و مسئوليتى است كه يك نفر دارد و براساس آن، رها كردن و رفتنش براى هر بيننده‏اى عجيب است و او را سرزنش مى‏كند. در اين حالت شايد هيچ عذر و بهانه‏اى براى مهاجرت ديگران را قانع نمى‏كند و فقط يك حرف مى‏ماند كه «زندگى و تصميم خودم بود و پاى عواقبش ايستاده‏ام...».نويسنده ما امروز در قصه‏اش به تنهايىِ آدم‏ها كه ديگران نمى‏بينند پرداخته است. او شخصيت‏ها را در بستر داستان به خوبى شكل داده و باورپذير نموده و خواننده‏اش را با قضاوت‏هاى درست و غلط، همراهِ اين شخصيت‏ها كرده است.به نظر من مهم است كه در پايان قصه به اين فكر كنيم كه چقدر به نيازهاى روحى و روانى افراد و تنهايى‏شان قبل از قضاوت توجه كرده‏ايم؟همراه او و اولين اثرش در شادان شويم كه اهلِ فكر را جلب خواهد كرد.

فایل ضمیمه: دانلود فایل
ثبت بازخورد |
0 امتیاز0 از ۵ توسط 0 کاربر
شما هم بازخورد خود را در رابطه با این محصول ثبت کنید. ثبت بازخورد
ارسال بازخورد

همراه گرامی انتشارات شادان؛

  • لطفاً نظرتان را به زبان فارسی بنویسید.
  • نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • نظر شما بعد از تأیید مدیریت منتشر خواهد شد.
 
 
 
(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)