ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

پدیده ای به نام «فلج قلم»

نوشته شده توسط علیرضا خراسانی
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

وقتی نویسنده توانایی نوشتن و تولید اثر جدید را از دست می‌دهد اصطلاحاً به این وضعیت و موقعیت نویسنده «فلج قلم» یا «مسدود شدن ذهن نویسنده» می‌گویند.
مشکل از «ایده جدید خوب برای نوشتن» شروع‌شده و به «عدم نوشتن برای سال‌ها» ختم می‌شود.
در طول تاریخ این مشکل را می‌توان در افرادی مانند اسکات «فیتزجرالد» تا «چارلزشولتز» کارتونی است مشاهده کرد.
محققان که به موضوع فرایند نویسندگی و نویسنده در دهه 1970 فکر می‌کردند این موضوع را بسط داده و روانکاو معروف، ادموند برگلردرسال 1974 روی این موضوع تمرکز تحقیقاتی کرد.
گفته می‌شود «فلج قلم»/Writer's block چیزی بیش از یک «مشکل ذهنی» است. «آلیس فلارتی» نویسنده و متخصص اعصاب در کتاب «بیماری نیمه‌شب:مسدود شدن نویسندگی» در سال 2004 نوشت: خلاقیت ادبی تابع فعالیت منطقه خاصی از مغز است که با اختلال در فعالیت آن، «فلج قلم» دست می‌دهد.
نویسندگان شیوه‌های متنوعی را برای نوشتن تجربه می‌کنند و درعین‌حال، عوامل متعددی می‌تواند باعث هجوم اضطراب به سوی ذهن وی و درنتیجه مسدود شدن نویسندگی در فرد شود. اغلب اوقات می‌توان با شناسایی عواملی که منجر به فلج قلم در نویسنده می‌شود، آن را برطرف کرد.
معمولاً نویسندگانی که دچار فلج قلم می‌شوند با مسائل زیردست به گریبان می‌شوند:
ایده‌ای به ذهنتان نمی‌آید
ایده‌های زیادی در ذهن دارید، اما انتخاب و جمع و جور کردن آن‌ها برای پیاده کردن روی کاغذ بسیار سخت می‌شود.
رئوس مطالب را دارید، اما نمی‌توانید دسته‌بندی و نظم و چینش کنید.
وسط ماجرا هستید و حالا نمی‌دانید چه کار کنید!
احساس می‌کنید راه را به خطا جلو رفته‌اید و باید برای رفع اشتباه چند صد صفحه به عقب بازگردید اما به بن‌بست می‌خورید.
انبوهی از کارکترها شما را بی‌حوصله کرده و کاری برایتان انجام نمی‌دهند!
هرکسی درباره داستانتان چیزی می‌گوید و فکر شما را عملاً فلج می‌کند.
داستان فوق‌العاده‌ای را در سر دارید و هنگام پیاده کردن متوجه می‌شوید همه چیز گنگ و مبهم شده است.

«مارک تواین» می‌گوید راز «خوب جلو رفتن» به «خوب شروع کردن» است.شکستن آنچه باید انجام دهید به قطعات کوچک و شروع کردن از اولین قطعه شکسته شده!
«ارنست همینگوی» می‌گوید بهترین راه این است که خود را متوقف کنید وقتی خوب می‌روید و وقتی می‌دانید اتفاق بعدی چیست. اگر این کار را هرروز انجام دهید شما هرگز در نوشتن گیر نمی‌کنید. تا نوشتن در روز بعد به نوشتن فکر نکنید! و سپس ناخودآگاه تمام وقت خود را صرف نوشتن خواهید کرد! اما اگر آگاهانه به فکر نگرانی‌های روز بعد باشید شما مغز خود را خواهید کشت و پیش از شروع نوشتن، خسته خواهد شد.
«هیلاری منتل» ایده‌ای متفاوت دارد. وی می‌گوید: اگر اسیر آن شدید، از پشت میز کار خود بلند شوید.راه بروید. حمام بگیرید و به رختخواب رفته و بخوابید. برای خود کلوچه درست کرده و به موسیقی گوش دهید. مدیتیشن کنید. نرمش کنید. هر چه دوست دارید، جز اینکه به مشکل فکر نکنید. به کسی تلفن نزنید. به پارتی نروید. اگر بروید کلمات دوستان روی شما تأثیر بدی می‌گذارد. از آن‌ها فاصله بگیرید. فضای جدیدی برای خود شکل دهید و صبور باشید.
«نیل گایمن» نیز می‌گوید: برای چند روز همه چیز را کنار بگذارید(و نه بیشتر) و متن چاپ‌شده را بخوانید. از ابتدا بخوانید. مانند تصحیح متون خطی تغییراتی که باید بدهید را خواهید دید و وقتی به پایان برسید مشتاق می‌شوید که ادامه دهید و این روش فلج نوشتن را از شما دور می‌کند.

خواندن 1941 دفعه

دیدگاه‌ها  

#3 حاتمی 1395-12-21 10:50
ممنون از مطلب خوبی که گذاشتین.با نظریه ی همینگوی بیشتر موافقم
#2 آیدا 1394-10-03 23:43
من بار ها به این مشکل دچار شدم.از حدود دوازده سال پیش شروع به نوشتن کردم و خیلی از نوشته هام به این درد دچار شدن و نیمه رها شدند.گرچه بعد ها سعی کردم با خوندن اون ها و کمی تغییر الهام بگیرم و داستان جدیدی بنویسم ولی باز هم گاهی این مشکل برام پیش اومد.من جدیدا سعی می کنم هرزمان که ذهنم بن بست میشه چند روزی به داستانم و آدم هاش فکر نکنم و گاهی هم از اول بخونمش و حتی یه کوچولو داخلش تغییر بدم.تمام امیدم اینه که این آخرین نوشته ام تموم بشه و بالاخره بتونم چاپش کنم.این آرزوی منه.
#1 نرگس 1394-09-16 15:37
خیلی عالی بود من خودم چند سال پیش زیاد مطلب می نوشتم ولی حالا چند سالی هست که اصلا نمی تونم مطلب جدید بنویسم

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top