آيا ادبيات عامه پسند نوعي از ادبيات است كه نويسنده آن را با توجه به ذوق و سليقه هنري و در دنياي تنهايي نويسنده بودن مي آفريند يا متوني هستند كه بر پايه ذوق و علاقه مردم يا مخاطبان پديد مي آيند و آيا نوشتن اين متون براي ارضاي روحيه هنري در جهان منزوي خويشتن نويسنده است يا هدف آنها سرگرم كردن خواننده و مردم است و جايگاه هنري و خلاقيت ادبي و زيبايي شناسي در آن چندان اهميتي ندارد.

سه شنبه, 11 تیر 1392 00:11

اهميت فهيمه رحيمي نبودن

پشت سر مرده حرف نمي زنند. اين توصيه اخلاقي گاهي چنان جدي گرفته مي شود كه انگار نه انگار يك نويسنده، شاعر و هنرمند، با آثارش به زندگي در اين جهان ادامه مي دهد و با ديگراني كه خاطرات به جا مانده از آنها صرفا در شعاع خانوادگي ماندگار مي شود، تفاوت دارد. اساسا نسبت متن با مولف و مخاطب، با نسبت اخلاقي ما با همنوعان خود كه با مرگ از ميان ما مي روند، متفاوت است.

سه شنبه, 11 تیر 1392 00:08

كدام عامه؟ كدام پسند؟

آنچه در ايران به عنوان داستان عامه پسند مطرح مي شود، هنوز هويت و حيثيت تعريف شده درستي ندارد. فهيمه رحيمي نمونه مناسبي است براي اثبات نامناسب بودن اين تعريف. ما فهيمه رحيمي را نويسنده داستان هاي عامه پسند مي دانيم. اما اين عنوان را به ر. اعتمادي و م. مودب پور هم اطلاق مي كنيم.

مخاطبان ادبيات قديم اعم از شعر و نثر، اديبان و دانشمندان و خواص بودند. عوام جامعه نظر به تحولات سياسي و اجتماعي و فرهنگي از دوره مشروطه (1300-1285) مورد توجه نويسندگان قرار گرفتند. بديهي است برقراري چنين ارتباطي نيازمند تغيير اسلوب نگارش و انتخاب زباني ساده و نثري غيرفاخر و در خور فهم مردم كوچه و بازار بود.

سه شنبه, 11 تیر 1392 00:00

تنهايي نويسنده عامه پسند

وقتي يك نويسنده ايراني كه عنوان عامه پسند را با خود يدك كشيده است، مي ميرد، اين حقيقت را آشكار مي كند كه اين دسته رمان نويسان، هنگام مرگ، بسيار تنهاتر از رمان نويساني هستند كه آثارشان مهر عامه پسند روي خود ندارد. تنهايي نويسنده هاي عامه پسند ايراني يك رويداد معكوس نسبت به ساير نقاط جهان است.

دوشنبه, 10 تیر 1392 23:58

در جستجوی اعتبار

اول اينكه درگذشت خانم فهيمه رحيمي، همچون درگذشت هر عضو ديگري از خانواه ادبيات كه قطعا مي توانسته از راه ديگري روزگار بچرخاند اما به اين سو آمده و كاغذ و قلم را انتخاب كرده، جاي تسليت دارد. در اين روزهاي پس از فوت ايشان، خيلي از دوستان با اين گزاره كه كتاب هاي خانم رحيمي جماعت زيادي را كتابخوان كرد، بر اهميت وجود كتاب هاي ايشان صحه گذاشتند.

ادبيات پرمخاطب يا همان ادبياتي كه در خارج از ايران به نام پاپيولار و بست سلر شهرت دارد ادبياتي است كه مخاطبان بسياري را جذب مي كند، نويسندگان ادبيات پرمخاطب ايراني خيلي دوست ندارند كه از ادبيات آنها به نام عامه پسند ياد شود. اين گونه ادبي در ايران از دهه شصت با حضور دو نويسنده زن يعني فهيمه رحيمي و نسرين ثامني راهي براي نويسندگان زن ديگر شد تا آثاري را در اين زمينه منتشر كنند.

1. پرداختن به عامه پسندها ضروري است، نه از آن رو كه ميان آنها آثار به لحاظ هنري و زيباشناختي باارزشي مي يابيم (اين امر ممكن اما –به خصوص در ايران و با وضعيت فعلي فرهنگ و هنر آن– بعيد است)، به اين دليل كه استقبال معنادار «مردم» از آنها خبر از همخواني و همخوني ساختارهاي روايي آنها با باورها و عقايد و آرزوهاي اينها دارد.

ر. اعتمادی با اشاره به آغازگر بودن فهیمه رحیمی در سبک آثار پرفروش بعد از انقلاب، معتقد است اطلاق عنوان عامه‌پسند به این سبک توهین است و اگر فهیمه رحیمی عامه‌پسند باشد، حافظ هم عامه‌پسند است.

صفحه2 از2