چاپ کردن این صفحه

ستاره دریایی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

فاضلى در ساحل دريا مشغول قدم زدن بود كه متوجه جوانى شد كه هر چند وقت يكبار خم مى‏شد و چيزى را از روى ساحل برمى‏داشت و به دريا پرتاب ميكرد.
كنجكاو شد و جلوتر رفت ديد كه جوان ستاره‏هاى دريايى روى ساحل را به دريا پرتاب مى‏كند پرسيد: چكار مى‏كنى جوون؟
ــ دارم ستاره‏هاى دريايى را به دريا برمى‏گردونم
ــ توى اين ساحل ميليونها ستاره دريايى هست چند تا از آنها را به دريا مى‏اندازى؟ اين كار تو بى‏فايده است و تو تأثيرى بر آنها ندارى.
ــ جوان خم شد و ستاره دريايى ديگرى برداشت و به دريا پرتاب كرد و سپس برگشت و گفت:
ــ براى او كه مؤثر بودم.
منبع: فیلم آموزشی قدرت بینش، جوی بارکر

خواندن 2556 دفعه