ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

دریاباش

این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

روزى شاگرد يه راهب پير هندو از او خواست كه به او يك درس به ياد ماندنى بدهد.
راهب از شاگردش خواست كيسه نمك رو بياره پيشش، بعد يه مشت از اون نمك رو داخل ليوان نيمه پرى ريخت و از او خواست اون آب رو سر بكشه.
شاگرد فقط تونست يه جرعه كوچك از آب داخل ليوان رو بخوره، اون رو هم به زحمت.
استاد پرسيد: «مزه‏اش چطور بود؟»
شاگرد پاسخ داد:...«بدجورى شور و تلخه، اصلاً نمى‏شه خوردش»
پير هندو از شاگردش خواست يه مشت نمك برداره و اونو همراهى كنه. رفتند تا رسيدن كنار درياچه. استاد از او خواست تا نمك‏ها رو داخل درياچه بريزه، بعد يه ليوان آب از درياچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه. شاگرد براحتى تمام آب داخل ليوان رو سر كشيد.
استاد اينبار هم از او مزه آب داخل ليوان رو پرسيد: شاگرد پاسخ داد: «كاملاً معمولى بود.»
پير هندو گفت:
رنجها و سختيهائى كه انسان در طول زندگى با آنها روبرو ميشه همچون يه مشت نمكه و اما اين روح و قدرت پذيرش انسانه كه هر چه بزرگتر و وسيعتر بشه، مى‏تونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتى تحمل كنه، بنابراين سعى كن:
يه دريا باشى تا يه ليوان آب.
به من گفتى كه دل دريا كن اى دوست / همه دريا از آنِ ما كن اى دوست

خواندن 2019 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « تله موش معناى عشق، عشق واقعى »

دیدگاه‌ها  

#1 Bigane 1390-10-11 23:36
کاش همه دریادل باشند تا سختی های بزرگ, کوچک شوند.ـ

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top