ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
کتاب «رازشب يلدا» قصه عشق را روايت می‏‌کند. قصه‏‌ای با پستی و بلندی‏‌های زندگی آدم‏‌های هميشگی که اتفاقاتِ غيرمعمول، سرنوشت‏‌شان را به گونه‏‌ای ديگر رقم می‏‌زند. درست مثل همان دوگانگی‏‌های زندگی: از خوب و بد گرفته تا عشق و نفرت، از رسيدن و جدايی تا هر آنچه زندگی را شکل…
قصه حاضر روايت تلاطمِ زندگی است با آدم‏‌هايی که تقلا می‏‌کنند تا بتوانند سختی‏‌ها را پشت سر بگذارند. داستانِ حضور کسانی ــ چه غريبه و چه آشنا ــ که گاه آمدن‏شان برای سال‏‌ها تأثير می‏‌گذارد و حسرتِ رفتن‏شان، تا پايان عمر بر دل می‏‌ماند.
كتاب حاضر قصه زندگی هر روزه ما آدم‏‌هاست كه نويسنده در شكل و شمايل قصه‏‌ای گيرا بيانش كرده است. قصه پرداختن به سختی‏‌ها و گشتن به دنبال يك تكيه‏‌گاه. تكيه‏‌گاهی كه برخی اوقات به بودن و نبودن او بستگی ندارد و تنها يك حضور ذهنی، می‏‌تواند همان وظيفه را ايفا…
يك اتفاق، يك خواسته و يا حتی يك دعا وقتی برای دو نفر رخ می‏‌دهد می‏‌تواند نتايجی متضاد داشته باشد. يكی از آن پايه‏‌ای می‏سازد برای بالا رفتن و موفقيت و ديگری تمام زندگی و آينده‏‌اش را بر مبنای آن حادثه از دست می‏‌دهد. قصه ما نيز گوشه چشمی دارد…
کتاب حاضر روایت‏‌های متفاوتی از افراد است که به زیبایی نقطه عطفی در داستان پیدا می‌‏کنند و خواننده کتاب را به یک مسیر مشخص سوق می‌‏دهند. سرگذشت‏‌هایی به ظاهر متفاوت که پایانی هم‏سو دارند و نویسنده به خوبی، ارتباط میان آن‏ها را ترسیم کرده است. پس معرف اثری هستیم که…
شاید ایجاد یک تعادل میانِ انتخابِ درست و دورى کردن از وسواس‏‌هاى فکرى، خودش هنرى است که قاعده و فرمولى ندارد و نمى‏‌توان آن را دسته‏‌بندى کرد و به دیگرى توصیه نمود. پس هر کس در یک تجربه شخصى مى‏‌باید به این عرصه وارد شود و با مسئولیتِ خودش دست…
افرادی که در کنارمان هستند و از فرطِ بودن، دیده نمی‏‌شوند را ببینیم!... همان عاشقانی که عشق را وظیفه جدایی‏‌ناپذیرِ وجودشان می‏‌دانیم و ارزش آن را فراموش کرده‏‌ایم. قصه‏‌ای که بر حسب اتفاق می‏‌تواند تلنگری باشد برای همه ما که به عادت و ندیدن رسیده‏‌ایم. حتی برای آنانی که در…
امروز دل کندن سخت به نظر مى‏‌رسد ولى گذر زمان، شاید چند ماه و شاید سال‌ها بعد به آدم ثابت مى‏‌کند در آن لحظه تصمیم درستى گرفته است و با نگاه به پشتِ سر، آن روزهاى تلخ و سخت به نظرش خنده‏‌آور مى‏‌شوند. گاهى لازم است نگذریم و سخت هم…
سفرى که امروز پیش مى‏‌آید، براى امروز دلپذیر است و معلوم نیست سال‌هاى بعد یا تابستان آینده اصلاً لذتِ امروز را داشته باشد یا نه؟ دیدار دوست یا فامیلى که براى همین هفته پا داده است، یا حتى کتاب شعرى که تازگى‏‌ها برایمان رسیده همه و همه لذت‏‌هاى کوتاهى هستند…
«شب‏گرد کوچه تنهایی» قصه تنهایی آدم‏‌هایی است که یاد می‏‌گیرند تا کجا و تا چه حد باید روی دیگران حساب باز کنند. دیگرانی که اگرچه در ظاهر بسیار نزدیک‏‌اند ولی در زمانِ لزوم، بودن‏شان فقط مایه دلسردی است. تجربه‏‌ای که تا وقتش نرسد، هیچ‏کس نمی‏‌تواند خود را در آن محک…
صفحه4 از20

 

Go to top