ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

کتاب «من یک زن هستم...» از آن دست کتاب‌هایى است که نویسنده‏‌اش بى‏‌تردید داراى نگاهى ریز و ظریف بوده است. اصل کتاب «احساس بدى نسبت به گردن خود دارم» بود که انتخابى هوشمندانه براى یک کتاب اثرگذار به نظر نمى‏‌رسید، پس با تغییر نام آن خواستیم در نگاه اول ارتباطى منطقى میان کتاب و خواننده آن ایجاد کنیم. امیدواریم با خواندن صفحات اولیه به نوع نگاه خاص نویسنده پى ببرید و توجه او را به مسائلى کوچک اما تأمل‏‌برانگیز ببینید. در حقیقت در کل کتاب، نویسنده به ساده‏‌ترین، پیش‏‌پاافتاده‏‌ترین و روزمره‏‌ترین مسائل که گاهى حتى شخصى هستند چنان دقیق و با زاویه‏‌اى تازه مى‏‌نگرد که خواننده را با بُعد سوم و از بالا نگاه کردن در این دنیاى دو بُعدى! شگفت زده مى‏‌کند. به ویژه نگاه و قلم زنانه او براى خوانندگانِ مؤنث و در تمام مقاطع سنى تأمل برانگیز است، اگر چه خانم‏‌هایى که از سنین جوانى و میان‌سالى و حتى بالاتر گذشته‏‌اند (اگر واقعا خانمى به این رده‏ سنى رسیده باشد یا قبول کرده باشد که رسیده!!) احساسات مشترکى با نوشته‏‌هاى این کتاب خواهند داشت.

 

Go to top