اگرچه پیدا کردن یک شریک خوب برای زندگی اقبال می‏‌خواهد و نیکبختی، اما آنچه از دست ما برمی‏‌آید شریک خوب شدن است. آن بخش از ماجرا که دست ما نیست با یک اتفاق ساده شروع می‌شود ولی قسمت دیگرش در دستان ماست و آن همراه خوب شدن است. تکاپو برای…
نویسنده با استفاده از مؤلفه‌هایی مانند تضاد فقر و ثروت، توطئه، مشکل زنانِ جوانِ مطلقه مضمونی آشنا و ملموس خلق می‌کند و نقش زنانی که توانایی گذار از این مرحله بحرانی را دارند و می‌توانند خواننده را برانگیزند تا با آنان احساس یگانگی کنند بازی می‌کند. مهریزی در این رمان…
قهرمانِ قصه امروز ما زمانی از آن گروه کسانی بود که به دیدن و قبولِ نقاب‏‌ها عادت نداشت و بی‏‌دریغ احساساتش را بُروز می‏‌داد تا آن روز که جبرِ زمانه به او آموخت که دیگران مثل تو آنچه که نشان می‏‌دهند نیستند. پس لازم است زمامِ دل را در دست…
بدون تردید همه ما تجاربی داشته‏‌ایم و به مسائل زیادی فکر کرده‏‌ایم، اما آن کسی موفق است که درست و به موقع به این رازِ زندگی پی ببرد که: زندگی گذشتن از مانع یا فتح قله‏‌ای کوچک یا بزرگ نیست. زندگی شاید همین موانع و سختی‏‌هایی است که هر روز…
یک آدم موفق در زندگی کسی است که کمترین حسرت را نسبت به انتخاب‏‌های گذشته‌اش داشته باشد. یعنی کسی که خیلی نیازمندِ خیالبافی‏‌های ذهنی برای اصلاح روزهای رفته‏‌اش نیست و می‏‌داند از زندگی چه چیزی و چه اندازه می‏‌خواهد: به موقع می‏‌رود، می‏‌دود، تلاش می‏‌کند و درست سرِ وقت می‏‌ایستد.…
گاهی از خود می‏‌پرسیم چرا زمانی که باید بگوئیم و گره دل بگشائیم، سکوت می‏کنیم و با این سکوت در مسیری قرار می‏‌گیریم که راه بازگشتی ندارد. یک لحظه غرور و تعصب بی‏‌دلیل، منجر به سکوتی سنگین برای مدتها می‌شود که راه هر ترمیم و بازگشتی را مسدود می‏‌کند. کتاب…
«عبور از بندهای پنهان» براستی داستانِ گذشتن از تارهایی است که بی‏‌دلیل و بادلیل به دور آدم تنیده می‏‌شود و روز به روز بیشتر از قبل گرفتارش می‏‌کند: هر روز سخت‏‌تر و دست و پاگیرتر از دیروز. و هنگامی که می‏‌خواهی از اسارت‏شان رها شوی، دیگر آن اندازه دیر شده…
موضوع کتاب جذابیت کافی برای دنبال کردن دارد و خواننده شادان را با خود همراه می‏‌کند، ضمن آن که در مسیر قصه سؤالاتی را برایش طرح و او را وادار به نگاه کردن می‏‌سازد: نگاه به شخصیت‏‌های داستان که همیشه نمونه‏‌هایشان را در اطراف خویش داریم، یا شاید دقیق شدن…
قصه پیشِ رو به نوعی روایت زنگ‏‌هایی از زندگی است که به صدا در می‏‌آید. هر اتفاق، خودش زنگی است که شنونده‏‌اش را آگاه می‏‌سازد. اتفاقی که در نظر اول، هر کسی را می‏‌تواند به طور کلی از ادامه مسیر منصرف سازد و تمامی آینده‏‌اش را تحت‏‌الشعاع قرار دهد. مثل…
خواندن صفحات حوادث در روزنامه‏‌ها دو نتیجه دارد: اول آگاهی از آنچه اطراف ما می‏‌گذرد و شاید کسب تجربه، و دوم ایجاد دل‏‌نگرانی و بدبینی نسبت به تمام افراد جدیدی که می‏‌بینیم. از آنجا که همیشه دانستن بر ندانستن ارجحیت دارد پس به حرمت این آگاهی، آن دل‏نگرانی‏‌ها را نادیده…