ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
گاهی خوشبختی آنقدر به ما نزدیک است که می‌توان بندبندِ وجود آن را لمس کرد یا اینکه می‌شود عطر ملایم آرامش را در رگه‌های زندگی‌مان گنجاند. حتی قدرت این را دارد که یک لبخند بی‌دلیل و از ته قلب را در صورتمان جای دهد؛ اما یک غرور، یک اشتباه کوچک…
ستاره دختری که پس از ازدواجِ خواهران، زیر فشارِ خانواده برای سروسامان دادنِ به زندگی است، همواره در رویاهای خویش به دنبال همراهی مناسب است... او با داشتنِ خواستگارانِ متعدد، به دنبالِ گمشده خویش است و در این راه، مسیری دیگر را برای یافتنِ این گمشده می‌پیماید... مسیری که همیشه…
روزهای بی‌خاطره داستان زندگی دختری است به نام نیلوفر که در دنیایی متفاوت با بقیه آدم‌ها، خود را شناخت. او یکی از ساکنین سرزمینی بود که در شرایطی خاص، یعنی محروم بودن از کانون امنِ خانواده به عنوان طبیعی‌ترین حق هر انسان، رشد کرد و کنار باقی آدم‌های عادی این…
در داستان پیش رو، نویسنده به گوشه‏‌ای دیگر از زندگی پرداخته که برای خواننده‏اش - که اکنون بیش از پیش بر روی آثار وی حساسیت دارد - تجربه‏‌آموز است. روایت کردنِ قصه‏‌ای کشش‏‌دار، قسمتی از کار نویسنده است و واداشتن مخاطب به تماشای بیشتر، گوشه‏‌ای دیگر و شاید مهم‏تر از…
کتابی که در عین روایتی روان و دلنشین، نگاهی به عشق‌های آتشین دارد... قصه‌ای که بیانگر آن عشق‌های افسانه‌ای است که در واقعیت رخ می‌دهد... نویسنده سه نسل باز هم تجربه و تسلط خود را در واگویه عشق و عاشقی به اوج رسانده است... تجربه‌ای که خواندنش بیانگر آدم‌هایی در…
«سایه‏‌های وهم» کتابی است با دستمایه قراردادن یکی از عادات و رسومی که امروز کمتر به آن برخورد می‏‌کنیم، ولی شنیده‏‌ایم. نویسنده از این سوژه استفاده کرده و به روابط انسانی میان شخصیت‏‌ها پرداخته است. او داستان را بر مبنای اتفاقی ناخواسته آغاز کرده و از این اتفاق تا نفرت…
قهرمانِ داستان ما علاوه بر تمام فرازونشیب‏‌هاى زندگى‏‌اش، جوانى است با آرزوهایى شبیه به بسیارى از جوانانِ امروز: رسیدن به اوج محبوبیت و مشهورشدن... و طى کردن راه در کوتاه‏‌ترین زمان ممکن. نویسنده هم به خوبى شخصیت او را پرورانده و توانسته براى خواننده‏‌اش رابطه لازم را ایجاد کند. تردید…
نویسنده به زیبایى از آدم‏‌ها قصه‏‌هایى مستقل می‌سازد که یک‏‌جایى به هم مى‏‌رسند و با یکدیگر درد مشترک مى‏‌یابند. همچنین با خواندنِ قصه مى‏‌توان مدعى شد که نویسنده به خوبى از پَسِ این ترسیم برآمده و سرِ بزنگاه افراد وقایع را به هم مرتبط کرده است. در قصه پیشِ رو،…
نویسنده سرگذشت دو نفر از دو نسل را روایت می‌کند که یکی متأثر از دیگری و وارث مسائل اوست. شاید برخی معضلات در زمان و مکان دیگری بروز کنند و حتی در موقعیتی دیگر حل شوند. این رسم زندگی است و برای هیچ‌کس هم استثنایی قائل نمی‌شود.
اگرچه پیدا کردن یک شریک خوب برای زندگی اقبال می‏‌خواهد و نیکبختی، اما آنچه از دست ما برمی‏‌آید شریک خوب شدن است. آن بخش از ماجرا که دست ما نیست با یک اتفاق ساده شروع می‌شود ولی قسمت دیگرش در دستان ماست و آن همراه خوب شدن است. تکاپو برای…
صفحه7 از17
Go to top