ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

نويسنده با نکته‏‌بينی، خواننده را در مقابل شرايطی به ظاهر عادی ولی با بحرانی پنهانی قرار می‏‌دهد و بدون القاء داوری‏‌های شخصی، مخاطب را به درست ديدن سوق می‏‌دهد. طرح قصه به اين شکل، يعنی احترام به مخاطب و قبول اين مسئله که با خواننده‏‌ای اهلِ تفکر و دارای نگاهی درست مواجه هستيم و قرار نيست به نام رمان مجموعه‏‌ای از قضاوت‏‌ها و احکام صادر شده را به او منتقل کنيم.

قصه‏‌گوی امروز ما بر سرنوشت کسانی تمرکز کرده که سال‌های جوانی‏‌شان تفاوتی عمده با زندگی بسياری از ما داشته و سپس ورودشان به دنيايی خاکستری، چالش‏‌هايی را برای‏شان رقم می‏‌زند. قصه با سوژه‏‌ای نسبتاً ويژه آغاز می‏‌شود و سپس روند آن به گونه‏‌ای پيش می‏‌رود که می‏‌توان به وزن زندگی افراد و تاثير آن بر ديگران تمرکز کرد. يک همراهی، يک اعتماد و يک بخشش می‏‌تواند آينده کسانی را که شايد به سياه بودن زندگی رسيده‏‌اند دگرگون کند. اين همان چيزی است که همه می‏‌دانيم ولی اندک‏‌اند کسانی که از ميان ما در لحظه لازم بتوانند با تاثير بر سرنوشت ديگران، مسير و آينده آنها را دگرگون کنند و نشان دهند زندگی روی زيبايی نيز دارد.

قصه حاضر را از اين زاويه بايد دید که خواننده به خوبی کنار هم قرار گرفتنِ تفاوت‏‌ها را می‏‌بيند و نويسنده با هوشمندی به آن اشاره می‏‌کند. شايد اگر خانواده‏‌های مختلف با این نگرش کتاب را بخوانند، می‏‌توانند با نگاهی درست از اين تضادهای اجتماعی و فرهنگی برداشت منطقی کنند. تصور می‏‌کنم سوژه، تازگی خاص خود را دارد و به عنوان رمانی اجتماعی با لطافت‏‌های لازم در چهارچوب خواسته مخاطبِ تيزبين شادان قرار می‏‌گيرد، کتابی که در پايان تأثير خود را بر خواننده می‏‌گذارد.

كتاب حاضر قصه زندگی هر روزه ما آدم‏‌هاست كه نويسنده در شكل و شمايل قصه‏‌ای گيرا بيانش كرده است. قصه پرداختن به سختی‏‌ها و گشتن به دنبال يك تكيه‏‌گاه. تكيه‏‌گاهی كه برخی اوقات به بودن و نبودن او بستگی ندارد و تنها يك حضور ذهنی، می‏‌تواند همان وظيفه را ايفا كند. مهم آن است كه هركس نقشِ خويش را با نگاه به خود و توانايی‏‌ها و امكاناتش برعهده گيرد و نه آنچه ديگران هستند و يا انجام می‏‌دهند.

 

Go to top