ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

نويسنده امروزِ ما دارای سبک کاری خاص خود است که مخاطب شادان نيز آن را شناخته و مورد تائيد قرار داده است. او در يافتن سوژه خاص - مثل اين کتاب - و گشتن به دنبال مسائل آن تبحر دارد و همين سوژه را بر بستری از عواطف و احساسات، که لازمه رمان است می‌‏گسترد و تبديل به قصه‏‌ای دلنشين می‌‏سازد. شايد فاصله افتادن ميان آثار او به دليل حساسيتی است که نسبت به درخواستِ مخاطب خود دارد و برای او احترام قائل است، اما هر چه هست امروز نتيجه‌‏اش در کفه قضاوت شماست.

قصه‏‌اى که قهرمانش از آن دست کسانى است که باید مورد توجه قرار گیرد: ایجاد فرصت در محیطى دشوار و تنش‏‌آلود، براى رسیدن به موفقیت ــ آن هم نه موفقیت مالى، بلکه یک تعالى و رشد انسانى و قابل تمجید و ستایش. در شرایطى که امکانِ رشد وجود ندارد و هرکس از راه نرسیده با رفتار و قضاوت‏‌هاى نادرست، مانعِ بارورى افراد کوچک‏تر مى‏‌گردد، گذر کردن و رشد بالنده بسیار سخت است و تا حدودى ناممکن... و آن که به سلامت گذر کرده را باید تشویق و تمجید کرد. نویسنده نیز در ترسیم موقعیت‏‌ها موفق عمل کرده و توانسته مخاطبِ حساس را راضى نگه دارد. مخاطبى که اکنون آثار او را با پشتوانه کارهاى قبلى‏‌اش قضاوت مى‏‌کند.

اين داستان از آن سوژه‌‏هايى است که نگاه نويسنده، به آن جانى دوباره داده و خواننده را به دنبال خود خواهد کشاند. گاهى ساده‏‌ترين موضوعات دستمايه کار نويسنده‏‌اى صاحبِ سليقه مى‏‌شوند که خواننده را به دوباره نگاه کردن وادار می‌سازد: دوباره ديدنِ آن چه شايد خيلى ساده از کنارش گذشته و جدى نگاهش نکرده است. اين همان هنر و رسالتِ نويسنده است که اگر به انجام برساند، کارِ خود را کرده است، کارى کارِستان! شايد با ايجاد تأمل بيشتر در خوانندگان، آن تاثير لازم صورت پذيرد تا از قيدهاى اضافى و گاهى غيرمنطقى خلاص شويم.

کتاب «رویا» اولین کار نویسنده آن است که به چاپ مى‏‌رسد ولى نکته اساسى در مورد آن، پرداخت خوبى است که در کتاب شده و توانسته اثرگذارى لازم را براى دنبال کردن داستان به وسیله مخاطب خود داشته باشد. سوژه‏‌ى کتاب تلفیق خوبى از عشق و ماجراست و نویسنده این دو را در کنار هم بخوبى قرار داده تا کتاب به یک داستان جذاب بدل گردد.

کتاب «خواب و بیدار» مانند تمامى کتاب‌هاى رُمان مى‏‌باید اثرى در خواننده خود داشته باشد و او را در اندیشیدن یارى کند و یادآور روزهاى عمر باشد که بى‏‌محابا مى‏‌گذرند و در اثر یک خطاى کوچک به مسیرى منتهى می‌گردند که تنها حسرت را برجا می‌گذارند. براى لحظات این زندگى، به عنوان پُربهاترین هدیه خداوند، ارزشى بیش از آنچه هست قائل شویم.

داستان عشق و زندگى است که منجر به نیروى ایمان مى‏‌شود. شخصى که در برابر رخدادها گاهى مى‏‌ایستد و مسیر آن را با همان ایمان و عشق به دلخواه تغییر می‌دهد و گاهى منفعل، ناظرِ وقایع می‌شود و از نتایج آن تأثیر مى‏‌پذیرد. تجربه‏‌اى است که خواندنش براى تمامى ما، آموخته‏‌اى است که به انبانِ دانسته‏‌هایمان از زندگى مى‏‌افزائیم و تجربه مى‏‌نامیم و بى‌تردید روزگارى براى ما راهگشا خواهد بود. باشد تا با خواست و اراده، تأثیر گذار بر سرنوشت خویش باشیم.

Go to top