شرمسار عشق

این مورد را ارزیابی کنید
(32 رای‌ها)

این قصه، گوشه‌‏ای دارد به آنچه می‏‌پنداشتیم و آنچه گذر روزگار تدارک می‏‌بیند. عشق در برخورد میان افراد شکل می‏‌گیرد و در دل‏‌ها جوانه می‏‌زند. یکی این دل‏‌خواستن را بر زبان می‏‌آورد و پُر شور نقش عاشق پیشه‏‌ای بی‏‌قرار را بازی می‏‌کند، و یکی دیگر در نهان‏‌خانه دل پرورشش می‏‌دهد و در سکوت کامل آن را حفظ می‏‌کند. اما هیچ یک نمی‏‌دانند که پیروز این میدان چه کسی خواهد بود، درست مثل آرزوهای کودکی. به هر حال روایت نویسنده مثل آثار قبلی‏‌اش، می‏‌تواند خواننده را همراه خود سازد و هر لحظه در اوج و فرودِ داستان به هیجان وادارد. شاید این قصه‏ سرایی هم یکی از آن غافلگیری‏‌ها یا آرزوهای بربادرفته کودکی باشد!

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: زهرا اسدی
  • قیمت: 93000 ریال
  • تعداد صفحات: 376 صفحه
خواندن 10714 دفعه

موارد مرتبط

دیدگاه‌ها  

#30 باران 1393-12-15 14:18
سلام.ببخشید چرا کتاب خانم اسدی تجدید چاپ نشده؟من خیلی دوست دارم بتونم اما جایی پیدا نمیشه
#29 نینا 1392-12-12 20:14
سلاام خانم اسدی من.خیلی کتاب خوبی بود من خواندم و لذت بردم.ممنون
#28 hoda jojo 1392-04-03 18:40
خعلی از خوندنش لذت بردم...جوری که وقتی شروع کردم بدون توقف 100صفحه اول رو خوندم...مرسی
#27 melika 1391-11-07 20:49
اخرش کتاب خوبی بود یا نه ؟چی کار کنیم ارزش خریدن رو داره؟؟؟؟؟؟؟؟
#26 رضازمانی 1391-05-22 08:58
باسلا م اگه امکانش هست کتاب شرمسارعشق رو واسه دانلودبزارید
باتشکر
#25 رضازمانی 1391-05-13 10:58
سلام واسه دانلودبزارینش ممنون میشم
#24 صبا 1391-05-12 14:41
دوستش داشتم.ممنون.
#23 reza 1391-04-20 09:20
هرکسی میتوانددرک خودازعشق رابه شیوه لمسو تجربه خود بازگوکند با تشکرازانتقادهای سازنده شما عزیزا
#22 هما 1391-04-19 12:07
سلام ...
من وقتی کتاب راز نیاز و آنسوی خیال رو از خانوم اسدی خوندم شیفته قلمشون شدم ...
از اون طرف هم به انتشارات شما همیشه اعتماد کامل رو دارم ...
اما با عرض شرمندگی باید بگم این کتاب هم از خانوم اسدی بعید بود هم از انتشارات سختگیر شما!
کتاب فوق العاده با سهل انگاری نوشته شده بود ... یعنی انگار نوینده می خواست خیلی راحت از کنار همه مسائل عبور کنه
عاشق شدن ها اصلا ملموس نبود ...
برعکس عشق آقای آرام و شهاب که تونستم راحت باهاش کنار بیام و ازش لذت ببرم از عشق توی این کتاب هیچ لذتی نبردم ... هر صفحه ای که جلو می رفتم فقط می گفتم بعیده! از خانوم اسدی بعیده! از انتشارات شادان بعیده ...
بعدم اومدم اینجا که نظرم رو بگم ...
#21 رضازمانی 1391-03-06 19:30
ازتاپیکهای جدید مراباحبرکنید باتشکرفراوان

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید