شب‌گرد کوچه تنهایی

این مورد را ارزیابی کنید
(14 رای‌ها)

«شب‏گرد کوچه تنهایی» قصه تنهایی آدم‏‌هایی است که یاد می‏‌گیرند تا کجا و تا چه حد باید روی دیگران حساب باز کنند. دیگرانی که اگرچه در ظاهر بسیار نزدیک‏‌اند ولی در زمانِ لزوم، بودن‏شان فقط مایه دلسردی است. تجربه‏‌ای که تا وقتش نرسد، هیچ‏کس نمی‏‌تواند خود را در آن محک بزند! شاید هنگام دنبال کردنِ قصه، آن حسِ مشترک به گونه‏‌ای برای مخاطب پیش بیاید که خود را نیز در آن شرایط ببینند. اگر این‏گونه بود، کمی تأمل کنید تا دچار تیره دیدنِ اطرافیان در زندگی نشویم.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: عاطفه عقل‌مند
  • قیمت: 410000 ریال
  • تعداد صفحات: 408 صفحه
خواندن 4364 دفعه

موارد مرتبط

دیدگاه‌ها  

#3 محمد 1394-04-10 00:33
عشق گناه است ولی عشق بدون وابستگی پاکی و آزادگی رو به ارمغان مياره، این که يه زندگی عاشقانه داشته باشیو يه دنيا پر از عشقو نفرت آدمو همیشه تو اوج، تو لبه پرتگاه نگه میداره فرقی نداره چقدر داستان زندگيمون به داستان این کتاب نزدیک یا دور باشه این که وقتی عاشق باشیم همیشه نزدیک به سقوطیم وهميشه تو اوج ناباوري هامون نور و روزنه ی امیدی است يه اصله.
نویسنده عزيزمون این رو با زیبایی و نفرت و تلخی خاص خودش که واقعا عالی و دوست داشتنی هست با زیبایی هرچه تمام تر به تصویر کشیده.
این کتاب پر از شیرینی و لبخنده البته با وجود زهرا خانوم، تدریجا از اول تا آخر هیجان و اشتیاق برای خوندن این کتاب بیشتر ميشه و واقعا شیرینی و لذت واقعی وصال عشقو با شور دلچسب به لبهای آدم میچسبونه و قلب آدمو پر شوق میکنه و اگه میخواهید آخر داستان تو افق محو شيد چن صفحه آخر کتاب رو محو کنید یا اصلاً آتیش بزنید.
خانوم عقلمند ممنونم بابت تموم نوشته هاتون به امید کتاب های بعدیتون.
#2 azar 1394-02-30 12:33
نویسنده داستان را خوب شروع کرده و رد پای زندگی آدم های جامعه را خوب به تصویر کشیده ولیکن چند مورد در داستان وجود داشت که ذهنم را مشغول کرده اول اینکه مگر مادری میتواند به خاطر شوهر دومش به راحتی از فرزندش بگذرد شاید در کشورهای اروپایی و غربی و بعضا کشورهای آسیایی بتوان چنین چیزی را مشاهده کرد ولی در کشور خودمان تا به حال شخصاً به این مورد برخورد نکرده ام که مادری فرزند خود را رها کرده باشد مخصوصاً در کلان شهری مثل تهران و بعد ، از دست پدربزرگ حورانا که تنها تنها هست هیچ فامیلی به کمکش نمی شتابد. مگر ما در امریکا زندگی میکنیم اینجا ایران است و هنوز سنت ها و آداب رسوم خود را داریم ممکن هست که بعضی معایب را داشته باشیم ولی اینکه بدانیم فامیل نزدیکمان دچار مشکل و معضلی شده بی خیال از کنارش رد شویم و او را به امان خدا بسپاریم. تا به حال به چنین موردی اصلا برخورد نداشتم. و مورد دوم اینکه حورانا با وجود بی جایی و بی کسی و بی پولی و هزاران مشکل دیگرش چگونه به بهروز که پسری است عاشق پیشه و در حد معقول خوب هم هست حالا از بچه پولدارا هم که باشد باز بامعرفت بوده و آنقدر عاشق که حاضر به همه گونه حمایتی از حورانا میشود ولی حورانا به راحتی او را به بازی میگیرد و جواب سرراست به او نمی دهد ونهایتا هم باید خواند تا بقیه داستان به دست آید. و اما در مورد استاد حورانا هم کمی دور از ذهن و اغراق گونه بیان شده. امیدوارم که نویسنده گرامی از اینکه کتابشان را مورد انتقاد قرار دادم ناراحت نشوند. ولی حسن هایی هم داشت که کتاب از لحاظ گذر زمان خوب مطرح شده به خصوص هنگام مرگ پدربزرگ حالات و افکار خوب بیان شده و به خصوص ارباب خانه با خصوصیاتی که بیان کردند تصویرشان را میتوان در ذهن مجسم کرد و دوستان حورانا که همراه با طنز بیان شده خواننده را وادار به تبسم میکند. با تشکر از از خانم عقلمند
#1 احمد 1393-12-13 10:52
بسیار کتاب زیبایی بود.ممنون از قلمتون

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید