ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

بی‌وفا

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

قصه‏‌ای که امروز راوی‏‌اش مطرح کرده نيازمند نگاهی است که قرار نيست تمام زندگی با تعبير منطق حل و فصل گردد، بلکه بخشی عمده از زندگی ما مبتنی است بر رفتار و عادات و علائقی که از ديد ديگران خيلی به منطق نمی‏‌چسبد، ولی برای هر کدام از ما توجيه خودش را دارد. این اثر نیز مثل آثار قبلی نويسنده، بسياری از خوانندگان بر پايه جذابيت‏‌های روايت و قصه‏‌ای روان، آثارش را می‏‌پسندند و پابه‏‌پای قهرمانان داستان پيش می‏‌روند. در مورد «بی‏‌وفا» نيز تمامی عوامل جذب مخاطب در قصه وجود دارد و در پايان، تأييد اهلِ رمان را در پی خواهد داشت.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: منیر مهریزی‌مقدم
  • قیمت: 340000 ریال
  • تعداد صفحات: 520 صفحه
خواندن 2362 دفعه

دیدگاه‌ها  

#5 ناشناس 1395-10-08 21:09
فقط قسمتهایی که مربوط به سرگذشت مهسا بود خوب بود ولی بخشهایی که به زندگی وفا میپرداخت خیلی کسل کننده و تکراری بود از خانم مهریزی مقدم انتظار رمانهای بهتر از اینها رو داشتم ولی آثاری که اخیرا از خانم مهریزی چاپ شده مثل هویت،انعکاس،بی وفا نسبت به آثار دیگرشان خیلی ضعیف هستند.حیف که خانم مهریزی که میتوانند کتابهایی به زیبایی کوچه و مدارا تالیف کنند در کارهای اخیرشان چندان موفق نبوده اند به امید آثار زیباتر از این نویسنده عزیز
#4 منیر مهریزی 1394-12-09 07:47
ممنون از خانم آذر بابت معرفی کتاب و تشکر از مهمان و مونای محترم .کاش مهمان ادامه کتاب رو هم بخونه.فکر می کنم خالی از لطف نباشه.
#3 مهمان 1394-12-07 00:29
سلام و عرض ارادت خانم مهریزی مقدم عزیز
نوشته های شما رو دوست دارم و بودن نام شما روی یک کتاب کافیست تا اونو بخرم ، منتها در مورد کتاب بی وفا بیشتر از دو فصل اول نتونسنم ادامه بدم و برای اطمینان چند باری به نام نویسنده روی جلد رجوع کردم
در هر صورت من باز هم کتاب های جدید شما رو میخرم و آرزوم موفقیت شماست
#2 مونا 1394-11-23 16:17
داستان رو نتوستم هضم کنم.. دوتا داستان تو دل هم هردو هم غمناک و پر حادته ..متل حوادت روزنامه و مجلات...:( ممنون از نویسنده عزیز
#1 azar 1394-11-13 12:53
نویسنده داستان را بسیار خوب شروع و پیش میبرد. خواننده با عشقی آشنا می¬شود که شیرین و خواندنی است و حتی لمس کردنی اما این عشق زیبا را نویسنده به ناکامی می¬رساند و حتی اگر قهرمان داستان خوشبخت هم شود باز برای خواننده داستان بسیار غم انگیز خواهد ماند و تقریباً ملال¬آور.
وفا قهرمان دختر داستان با پسرخاله اش نرد عشق می¬بازد البته با پشتکار و عشق فراوانی که پسرخاله به او دارد موجب ایجاد عشق میان دو طرف می¬شود. زیرا که وفا قبل از عاشق شدن، به محراب دوست علی دل سپرده بود و محراب به خاطر بیماری¬اش طوری وانمود کرد که نامزد دارد و این مسئله یک از موارد مهمی بود که باعث شد عشق بین وفا و پسرخاله اش سریع تر شکل بگیرد و در عرض چند مدت عشقی زیبا و آرام که با ترنم صدای باران در شمال که تنها مسافرتشان بود آبیاری شد ولی نویسنده با بی¬رحمی تمام خواننده را در اوج لذت و عشقبازی با عشق زیبای وفا و علی تماماً آمال و آرزوهای قهرمانانش و مسافران همراه (خوانندگان) را به یکسو پرت می¬کند و چهره مرگ را که حقیقتی انکارناپذیر هست بسیار ویرانگر به تصویر می¬کشاند و این پایان داستان نیست . پایانی زیباتر در پیش هست ولی منِ خواننده، داستان را پایان یافته می¬یابم زیرا که عشق زیبای دو مجنون به راحتی با قلم نویسنده به یغما برده می-شود...

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top