ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
پنج شنبه, 24 ارديبهشت 1394 21:18

گفت‌وگو با مژگان زارع، نویسنده رمان «آشیانی بر باد و مه»

مژگان زارع از نویسندگان نام‌آشنای انتشارات شادان است که پیش از این رمان‌های «مه‌رو» و «فصل دلسپردن» از ایشان به دست علاقمندان رسیده است. به بهانه عرضه آخرین اثر ایشان با نام «آشیانی بر باد و مه» گفت‌وگویی با این نویسنده داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

ـ با یک معرفی کوتاه این گفتگو را آغاز کنیم. از خودتان و آنچه دوست دارید مخاطبان بدانند بگویید.
سی و چهار ساله‌ام و اهل شیراز. عاشق نوشتن و عاشق خوانندگان مهربانی که با حمایت‌هایشان باعث شده‌اند شعله‌ی نوشتن در من روز به روز پایدارتر شود.

ـ قبل از نویسندگی، فکر می‌کنید چقدر رُمان خوان هستید؟ و آیا رمان خوانی در رمان نویسی شما تأثیری داشته است؟
خیلی اهل مطالعه هستم و رمان هم جزو علاقمندی‌های ثابتم است. رمان دریچه‌ای به روی جهانی متفاوت است.طرز تفکرات متفاوت و شیوه‌ی بیان زندگی با زبانی متفاوت. مثلاً رمان کوتاه «مرگ ایوان ایلیچ» اثر تولستوی، درباره مفهوم ارزش زندگی است، زندگی به چه قیمتی؟ رمان دیگری از ژرژ سیمنون با عنوان «تبهکار» هم همین مفهوم را دستمایه خودش کرده. جالب است که هر دو شخصیت با سوالاتی مواجه می‌شوند که انگار برای هرکسی در هرنقطه‌ی جهان ثابت و ازلی‌اند اما واکنش هرکدام از شخصیت‌های این دو رمان با توجه به معیارهای اخلاقی‌شان با هم متفاوت است.
خواندن این دو رمان من را با دو زندگی کاملاً متفاوت و دو شیوه‌ی برخورد کاملاً متفاوت روبه‌رو کرد که ذهنم را مدت‌ها به چالش کشید. در نهایت باید بگویم رمان‌خواندن کمک می‌‌کند این تفاوت‌ها را ببینیم و ذهنمان را از حالت تک بعدی دربیاوریم. با این توصیفات بله خیلی تاثیر داشته و دارد.

ـ از کار جدیدتان در نمایشگاه بگویید. یک معرفی مقدماتی از کتاب و این که فکر می¬کنید چه کسانی بیشتر می¬توانند با آن ارتباط خوب برقرار کنند؟
رمان جدیدم «آشیانی بر باد و مه» است. راوی این داستان زنی سی ساله و باهوش است به اسم ترانه که زندگی فرصت زیادی برای شکوفایی استعدادهایش به او نداده. خانواده‌ی پدری ترانه سنتی‌اند و مادر ترانه زنی سرکش و خودشیفته است که برای رها شدن از بند زندگی سنتی تصمیمی عجیب می‌گیرد و باعث می‌شود ترانه‌ی این داستان در گردباد حوادث تبدیل به پرنده‌ای بی‌آشیان شود. ترانه‌ در پی نگاه درست به زندگی و یا یافتن آشیانی امن است تا دوباره خودش را بسازد. فکر می‌کنم همه‌ی مخاطبانی که در پی یافتن خودشان هستند و می‌خواهند بدانند جایگاهشان در بطن خانواده، دوستان و جامعه کجاست از خواندن این رمان لذت ببرند.

ـ آیا کار جدیدی هم در دست نوشتن دارید؟ ضمناً چگونه یک سوژه را انتخاب و آن را به یک داستان تبدیل می‌کنید؟
در حال حاضر دارم روی طرح رمانی کار می‌کنم که باز هم به مساله‌ی هویت برمی‌گردد. این‌که هویت هرکسی با چه ارزش‌هایی ساخته می‌شود و این ارزش‌ها چقدر برای فرد ماندگارند. زندگی شخصیت اصلی رمان تازه‌ام در ابتدا دستخوش حوادثی می‌شود که خارج از اراده‌ی او هستند و چیزهایی را که زمانی برای او ارزش حساب می‌شدند از او می‌گیرند ولی در ادامه سعی می‌کند با اراده‌ی خودش هویت تازه‌اش را بسازد. هویتی که برای همه قابل احترام باشد. هنوز شروع به نوشتن نکرده‌ام اما امیدوارم به زودی بتوانم شخصیت‌ها را از آب و گل دربیاورم و روی کاغذ بنشانم. اما راجع به سوژه همچنان که قبلاً هم گفته‌ام سوژه بیشتر یک مساله درونی است. یک ارزش جهانشمول است که می‌تواند به شکل‌های مختلف بیان شود. مثلاً ارزش‌هایی نظیر اراده، صداقت و تلاش می‌تواند سوژه رمان‌های زیادی شود و این بستگی دارد به شخصیت‌های مختلف و احساسات و تجربیات شخصیت‌ها راجع به این مقوله‌ها. من همیشه از خودم سوال می‌کنم اگر فلانی با این خصوصیات اخلاقی با چالشی درباره یکی از ارزش‌های زندگی‌اش مواجه شود چه‌کار می‌کند؟ و این می‌شود دستمایه من برای خلق داستانی تازه.

ـ اوضاع واحوال کتابخوانی را این روزها چگونه می‌بینید؟ در مورد اطرافیان و آشنایان خودتان چگونه است و چه تغییری داشته؟
فقط می‌توانم بگویم تکنولوژی وضع کتابخوانی را خیلی دستخوش تغییر کرده. فکر می‌کنم باید کتابخوانی را با پدیده‌های مدرن هم‌راستا کنیم. حداقل دور و بر من، نسل‌های جوان‌تر بیشتر به تولیدات الکترونیکی علاقه‌مند هستند و برداشتم این است که باید محتوای الکترونیکی را برای مخاطبانی که کم‌کم تعدادشان به مخاطبان سنتی غلبه می‌کند، فراهم کنیم چون در غیر این صورت با گذشت زمان، این ما هستیم که از دایره‌ی سرگرمی‌های نسل جدید جا می‌مانیم و سرگرمی‌های دیگر مثل وقت‌گذرانی در شبکه‌های مجازی و یا بازی‌های کامپیوتری سهم کتابخوانی را به یغما می‌برند.

ـ نمایشگاه کتاب هم نزدیک است... معمولاً چه حس و حالی نسبت به آن دارید؟
هیجان‌زده و کمی نگران. هیجان‌زده از این بابت که در این فرصت کم‌نظیر می‌توانم مخاطبانم را از نزدیک ببینم و نگران از این‌که آیا می‌توانم آنها را با لذت خواندن یک رمان بکر همراه کنم یا نه. البته امیدوارم بتوانم.

ـ سخن دیگری که برای خوانندگان این گفتگو و مخاطبان خود دارید بفرمایید.
ممنونم از همه‌ی شما که کتاب می‌خوانید. همه‌ی شما که مشتاق شناختن جهانی تازه و آدم‌هایی متفاوت هستید و نویسندگان را ترغیب می‌کنید برای ساختن دنیای نو دست از تلاش برندارند.

خواندن 2084 دفعه

دیدگاه‌ها  

#4 morva 1396-03-29 13:02
سلام ببخشیدمیخواستم رمان بنویسم میشه کمکم کنید
#3 جلیله مصباحی 1394-04-07 19:21
سلام کتاب اشیانه ای بر باد ومه خیلی دوست داشتنی بود از خواندن ان بسیار لذت بردم ممنون منتظر کتاب بعدی تون هستم
#2 مدير سايت 1394-02-20 23:35
با سلام. ایشان پنجشنبه از ساعت 3 بعدازظهر در غرفه حضور دارند. در صورت تغییری در این برنامه، حتما از طریق سایت اطلاع‌رسانی خواهد شد.
#1 هدیه 1394-02-20 23:22
سلام . ببخشید سرکار خانم زارع چه روزی در نمایشگاه کتاب تشریف میارن تا ما ملاقاتشون کنیم ؟

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top