ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
جمعه, 25 مهر 1393 18:10

مهناز صیدی: هنوز پی‌گیر نظرات درباره کتاب‌هایم هستم

مهناز صیدی از نویسندگان باسابقه و پرطرفدار انتشارات شادان است که مدتی بود اثر تازه‌ای از ایشان به چاپ نرسیده بود. اکنون به بهانه چاپ تازه‌ترین اثر ایشان «فرشته‌های تاریکی» که بسیار مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت، گفتگویی اختصاصی و صمیمی با ایشان داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

1) قبل از هر چیز، به هر میزانی که می‌خواهید و لازم می‌دانید از خودتان، خانواده، تحصیلات و کارتان برای ما بگوئید.
متولد تابستان 61 هستم. فارغ التحصیل رشته تاریخ و مدرس زبان انگلیسی. نوشتن رو حدود ده سال پیش به صورت رسمی شروع کردم؛ ولی غیر رسمی‌اش برمی‌گردد به دوران مدرسه و دست نوشته‌هایی که بیشتر دل نوشته بودند.

2) به نظر شما نویسندگی (به ویژه رُمان نویسی) یک امر ذاتی (و استعدادی) است و یا با گذراندن دوره‌های خاص می‌توان نویسنده شد؟ در مورد خود شما چطور بوده است؟
تصورم بر این است که باید در ابتدا یک زمینه‌ای وجود داشته باشد تا بشود از دوره‌های خاص برای تقویت آن استفاده کرد. شاید بتوان موضوع را اینطور هم توضیح داد که نویسندگی مثل یک زمین زراعتی به حساب می‌آید که اول باید خاک مناسبی وجود داشته باشد تا بعد بشود با استفاده از امکانات و شرایط جانبی محصول خوبی برداشت کرد. من نیز از این امر مستثنی نبوده و از کارگاه‌های نویسندگی بهره برده‌ام.

3) سوژه‌ها برای نوشتن یک داستان را چگونه به دست می‌آورید و چگونه پرورشش می‌دهید؟
سوژه‌هایم معمولاً یا موضوعی هستند یا صحنه‌ای. گاهی موضوع یا عنوانی رو جایی می‌بینم و به نظرم برای نوشتن جالب می‌آید. مثلاً موضوع نئونازی‌ها. گاهی وقت‌ها هم منظره یا صحنه‌ای از زندگی عادی و روزمره خودم یا دیگران هستند که در ذهنم قابلیت این را پیدا می‌کنند که بخشی از یک داستان یا حتی زیربنای آن بشوند.

4) چطور شد که این کتاب آخر را نوشتید؟ آیا زندگی شخص خاصی مَد نظرتان بود؟ (در مورد سوژه و موضوعش نیز کمی بیشتر توضیح دهید).
خوب راستش را بخواهید تا مدتی بین انتخاب سوژه‌ای که بتواند قانعم کند و انگیزه برای نوشتن بدهد سرگردان بودم. تا اینکه حدود دو سال پیش مقابل چشم‌های خودم صحنه‌ای را دیدم که باعث شد به خانه بازگردم و همان ساعت کار نوشتن را شروع کنم. در واقع این کتاب به نوعی اقتباس آزادی است از زندگی دو نفر که به عینه شاهد هر دو بودم. کودکی‌های تارا به خصوص آخرین خاطره‌ای که از مادرش دارد، زندگی که در انتظار چنین بچه‌ای می‌تواند باشد یا والدینی که هر کدام فقط سنگ خودشان را به سینه می‌زدند، جرقه اصلی نوشتن کتاب به حساب می‌آید. مدت‌ها قبل از دیدن این صحنه هم با زنی آشنا شده و در جریان زندگی‌اش قرار گرفته بودم که می‌توانست در طراحی و ساخت شالوده شخصیتی و ماجراهای بزرگسالی تارا در این کتاب به من کمک کند. گذشته این خانم هم به نوعی مثل کودکی‌های تارا و این بچه بود. البته لازم می‌دانم این را قید کنم تجربه‌های تارا به هیچ وجه عین وقایع زندگی این خانم نبود و همانطور که گفتم الهام و اقتباسی است از کنش‌ها و واکنش‌های این خانم و اطرافیانش.

5) چرا این سوژه را برای نوشتن انتخاب کردید؟
زندگی تارا زندگی یکی از هزاران بچه‌ای است که متأسفانه در خانواده‌هایی چشم به جهان باز می‌کنند که والدین هنوز از نظر شخصیتی آمادگی پذیرش و تربیت یک بچه را ندارند و این ضعف می‌تواند منجر به آینده‌ای غیرقابل جبران برای فرزندانشان بشود. قبلا هم گفته‌ام زندگی همه آدم‌ها مثل این کتاب‌ها ختم به خیر نمی‌شوند! با این کتاب خواستم تلنگری بزنم به عمق این مطلب که بچه‌ها را نه به خاطر خودمان بلکه به خاطر ارزش انسانی که دارند بخواهیم.

6) فکر می‌کنید مخاطب کتاب شما در چه گروه و رده‌ای قرار می‌گیرد (چه از نظر تحصیلی و اجتماعی، و یا حتی رده‌های مختلف سنی)؟
خوب تا جایی که با خواننده‌های کتاب‌هایم در ارتباط هستم من دوستان بیست تا چهل و شش ـ هفت سال در لیست مخاطبینم دارم. اکثریت دانشجو، خانم‌های خانه‌دار و با گروهی که از نزدیک در مکاتبه هستم شاغل.

7) چه کسانی ابتدا کتاب‌تان را می‌خوانند و آیا نظر هم می‌دهند؟ این موضوع برای شما به عنوان یک نویسنده، چقدر مهم است و روی نظراتشان حساب می‌کنید؟
خواهر کوچکترم کسی است که کتاب ویرایش شده اولیه‌ام را می‌خواند تا نظر بدهد. نظرش برایم ملاک است چون منطق و استدلالش را برای نقد کارهایم قبول دارم. می‌دانم که اگر لازم باشد می‌تواند بی‌رحمانه نوشته‌هایم را زیر و رو کند و در عین حال تردیدهایم را از نوشتن یک مطلب از بین ببرد.

8) برخی معتقدند هرکس در زندگی می‌تواند یک رمان براساس زندگی خود و اتفاقات پیرامونش بنویسد. آیا اصلا این موضوع درست هست و آیا برای شما هم اینگونه بوده است؟
اگر درست هم باشد من قصد چنین کاری را نداشته و ندارم! قبلاً هم گفته‌ام با رئالی در این سطح و سبک احساس الفت نمی‌کنم.

9) عکس العمل اطرافیان در مورد کتاب شما چیست؟
آیا فقط تعریف می‌کنند ـ حتی اگر نخوانده باشند ـ و یا واقعا نظرات مثبت و منفی خود را می‌گویند؟ خوشبختانه دوستان خوبم آنقدر به من لطف دارند که علاوه بر تأیید و تعریف کتاب به خود زحمت نقد و انتقاد هم می‌دهند تا در پیشبرد کارهایم از نظراتشان بهره‌مند گردم.

10) عکس العمل‌ها به کتاب شما در فضای مجازی چطور بوده؟ آیا شما اهلِ دنبال کردن موضوعات در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی هستید؟
نسبت به کتاب آخرم خوب برایم جالب بود که هنوز دو روز از اعلام رسمی انتشار کتابم نگذشته چند سایت و وبلاگ بلافاصله کتابم را معرفی کردند. گرچه قول داده‌اند بعد از اینکه کتاب را خواندند نظراتشان را هم بنویسند که مشتاقانه منتظر این بخش از کار نیز هستم. درباره کتاب‌های دیگرم با اینکه چند سالی از انتشارشان می‌گذرد هنوز هم پیگیری می‌کنم تا نظر و نقد جامانده‌ای نداشته باشم.

11) آیا برای یک نویسنده، خواندن رُمان (از آثار روز و جدید) را لازم می‌دانید؟ در مورد کتابهای قدیمی‌تر و کلاسیک چطور؟ راستی این روزها (و در کل) خودتان چه می‌خوانید؟
صددرصد ضروری است. اطلاعات و سبک نگارش نویسنده باید به روز باشد. برای این منظور هم مطالعه آخرین آثار روز ضروری است. درباره کتاب‌های قدیمی هم حتی اگر سبک و سیاقی متفاوت با اثر نویسنده داشته باشند این امر صدق می‌کند؛ منتهی اینطور باید به قضیه نگاه کرد که این آثار می‌توانند زیربنای ادبی و فکری نویسنده را تقویت کنند. درباره آخرین کتاب‌های مورد مطالعه این روزهایم هم دو کتاب تازه منتشر شده خانم‌ها فرخی و تهرانی را در دست داشتم که بسیار از خواندنشان لذت بردم.

12) آیا اتفاق افتاده که با خواندن یک رُمانِ موفق، در خلوت خودتان بگویید که کتاب من خیلی از این اثر بهتر است یا از موفقیت کتابی تعجب کنید؟
اگر اجازه دهید لفظ موفق را به پرفروش تغییر دهم چون با این شکل از موضوع برخورد داشته‌ام و چنین امری را تجربه کردم. کتاب‌هایی بوده اند که بنا به حرف و توصیه دیگران تهیه کرده و مطالعه نموده‌ام. بعد به این نتیجه رسیده‌ام که صرفاً به خاطر طیف خاصی از خوانندگان پر هیجان کتاب پرفروش و پرطرفدار شده است.

13) بسیاری از رمان‌خوان‌ها عقیده دارند که نویسنده بودن در مجموعه شادان یعنی یک سبک و سیاقِ خاص، و شادانی‌ها نسبت به آثار منتشره در زمینه رمان متفاوت هستند... نظر شما چیست؟
امیدوارم جوابی که می‌دهم به حساب عضو شادان بودن گذاشته نشود! ولی به عنوان یک خواننده، کتاب‌های انتشارات شادان را با وسواس کمتر و خیال آسوده‌تر خریداری و مطالعه می‌کنم. می‌دانم بخشی از این وسواس به وسیله هئیت بررسی کننده اولیه کتاب برطرف شده و اگر اثری به مرحله چاپ رسیده پس می‌تواند ارزش وقت گذاشته را داشته باشد.

14) آیا فکر می‌کنید این تعریف برای مخاطبین شادان هم برقرار است؟ یعنی آنها نیز خاص هستند؟
قانون ذهنی من در زمینه همه مسائل اینطور است که یک رابطه باید دو طرفه باشد تا بتواند تداوم یابد. به نوعی قضیه علم اقتصاد است که عرضه و تقاضا. اگر مخاطبین سلیقه به خصوصی نداشتند انتشارات شادان با آن شعار همیشگی «خاص بودن» بایستی خیلی پیشتر از عرصه فعالیت خارج می‌شد.

15) صحبت دیگر... یا حرفِ آخر برای هر کس که صلاح می‌دانید.
حرف آخر را اجازه بدهید به همه دوستانی بگویم که در طول این نزدیک به یک دهه کار نوشتنم همیشه همراه من بوده‌اند. بدون اغراق و از صمیم قلب از آنها تشکر می‌کنم که با محبتشان دست‌های لرزانم را برای ادامه این راه قوت بخشیدند.

خواندن 2223 دفعه

دیدگاه‌ها  

#13 مهناز صیدی 1397-02-07 23:30
رزیتا جان سلام.
ممنونم عزیزم. شما به من لطف دارید. انشالله با کتاب جدید در نمایشگاه در خدمتتون هستم.
#12 رزیتا .ز 1397-01-14 21:30
باسلام. خانم صیدی از اخرین کتابتون خیلی منتظرت کتاب جدیدی از شما بودم...
ایا کتاب جدید در دست چاپ دارید؟؟
اخرین کتابتون عالی بود.. و چندین بار خوندم...
شما مهارت خاصی در نوشتن کتابهای جنایی و پلیسی و معماگونه دارید.. و باید به شما افرین گفت....
امیدوارم کتاب جدیدی از شما چاپ بشه؟؟……
#11 مهناز صیدی 1396-11-28 22:38
سونیا جان از توجه و محبتتون سپاسگزارم. بله دوست خوبم. یه کتاب جدید به نام " مرا عهدیست" در دست چاپ دارم که به امید خدا تقدیم شما و دیگر دوستان و همراهانم خواهم کرد.
#10 سونیا 1396-09-13 08:16
سلام من کتابهایتان را بسیار دوست دارم ایا کتاب در دست چاپ دارید با تشکر
#9 مهناز صیدی 1394-11-13 22:23
دوست خوبم، زهرا جان بسیار سپاسگزارم. خوشحالم که از خواندن کتابها لذت بردید.
#8 زهرا 1394-11-12 22:19
قلم شما رو بسیار می پسندم خانم صیدی.هر کتابی از شما منتشر بشه حتما تهیه میکنم.از خواندن رمان های رویا،سکوت در انتظار و فرشته های تاریکی خیلی لذت بردم.
#7 مهناز صیدی 1394-01-22 18:24
نیکو جان سلام عزیزم. مرسی از محبتتون. خوشحال می شم اگر کمکی از دستم براتون بربیاد. آدرسم هست:
m_seydi@shadan-pub.com
#6 نیکو 1394-01-21 19:01
سلام مهناز جان
قلم زیبایی داری من عاشق رمانهای هستم و بی صبرانه منتظر کارهای قشنگ جدیدت هستم.
اگه اشکالی نداره آدرس ایمیلتون رو بگید تا باهاتون در ارتباط باشم.در مورد نوشتن رمانم از شما راهنمایی میخوام.
#5 مهناز صیدی 1393-08-15 11:06
سلام نازی جان. خوشحالم کتاب رو دوست داشتید و تشکر از محبتتون
#4 nazi 1393-08-10 17:49
كتاب فرشته هاي تاريكي فوق العاده بود
ممنون و باز منتطريم

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top