ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
پنج شنبه, 25 آذر 1395 22:44

شهلا ظهوریان: مطالعه به آدم بینش می‌دهد

سرکار خانم شهلا ظهوریان یکی از نویسندگانی است که تاکنون آثار دیگری از ایشان در انتشارات شادان به چاپ رسیده است. اکنون به بهانه چاپ تازه‌ترین اثر ایشان، رمان «شاید هرگز نبوده‌ام» گفت‌وگویی با ایشان ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

از داستان کتاب آخرتان بگویید، چطور شد که این کتاب را نوشتید؟ آیا زندگی و سوژه‌ای واقعی در نظرتان بود؟ (در مورد سوژه و موضوعش نیز کمی بیشتر توضیح دهید).
همیشه یک جرقه یک اتفاق یک برخورد باعث بوجود امدن سوژه در ذهن می‌شود و آنچه منجر به پدید آمدن یک رمان می‌شود پختن آن مطلب است. شاید بیشتر نوشته‌های افراد ناشی از دیده‌ها وشنیده‌هایشان باشد. که با سبک وسیاق خودشان آن را پرورده‌اند. کتاب اخیر من در رابطه با هنجار شکنی وسنت‌هاست. جهان سوم فضای فکری حاکم بر جامعه وتغییر را بر نمی‌تابد خیلی چیزها در شهرهای سنتی تابو هستند. زنانی نظیر زن قهرمان داستان در شهر من و شاید سرزمینم زیادند، من ادعای تابو شکنی ندارم شاید جراتش را ندارم اما ‌ای کاش خیلی از چیز‌ها «بد» نباشند چون این طور. سنت‌ها به زنان ما اسیب می‌زند.

به نظر شما مخاطب با خواندن کتاب حاضر، در پایان علاوه بر سرگرمی چه چیز دیگری از کتاب به دست آورده بود؟
 شاید در ذهنش بعضی از تابو‌ها را بشکند، خواندن این رمان تجارب را به نسل جدید منتقل می‌کند و ای‌بسا نوعی بینش وروشنگری در ذهنش ایجاد شود.

عکس العمل نزدیکان در مورد آثار شما چیست؟ فقط تعریف و تمجید است یا واقعا نظرات خود را می‌گویند؟
خوب من با برخی روزنامه‌ها همکاری دارم در اینستا مطلب وداستان کوتاه می‌گذارم و کانالی هم برای تلگرامی‌ها! بیشتر مخاطبین تعریف و تمجید می‌کنند وگاهی از کم‌کاری من گلایه دارند. بعضی از دوستان جان هم که تعدادشان کم است مطالب را نمی‌پذیرند و انتقاد می‌کنند اما در هر حال هر دو نظر برای من قابل احترام است معلوم است از تعریف‌ها حظ می‌کنم. باز خورد افراد نشان از تاثیر مطالب در ذهنشان دارد واین یعنی یک حس خوب!

آیا وارد شدن به دنیای نویسندگی کار سختی است؟ برای شما چطور اتفاق افتاد؟
نوشتن یک عطیه الهی است همه ما در روز چیزهایی می‌بینیم خیلی‌ها راحت از کنار ان می‌گذرند. اما همین چیزها در ذهن یک شاعر واژگان زیبا می‌شود و او قصیده‌ای خلق می‌کند در ذهن دیگری سیال می‌شود و قصه‌ای خلق می‌شود. هنر نوشتن لطف خداوند است. و من خدای مهربانم را بخاطر این لطف شاکرم.

فکر می‌کنید رمان ایرانی امروز به چه چیزی نیاز دارد؟ در سال‌های آینده خود را مقید به چه سمت و سویی در نویسندگی می‌دانید؟
اول از همه غنی بودن مطلب است نویسنده باید جامعه را بشناسد سلیقه مردمش را بداند و استیلاهای فرهنگی را خوب هضم کند وقتی در کشور من بیشتر مردم آپارتمان نشین هستند نوشتن از رفاه و زندگی در خانه باغ چنین و چنان چه مفهومی دارد؟ من دوست دارم واقع‌گرا باشم و واقعیت‌های جامعه را بنویسم و خدا را شکر تا به حال به حرف دلم گوش داده و این کار را کرده‌ام.

به نظر شما چرا رمان‌خوانی برای همه لازم است؟ و فارغ از شعارهای کلی، تاثیر رمان را در زندگی افراد چه می‌دانید؟
خواندن برای همه لازم است، مطالعه یکی از بهترین کارهاست. مطالعه به آدم بینش می‌دهد. واین بینش در رمان جنبه واقعی‌تری به خود می‌گیرد.

شما خودتان را یک رمان‌خوان حرفه‌ای می‌دانید؟ برای یک نویسنده چقدر اهمیت دارد که با دیگر رمان‌ها هم آشنا باشد؟
من عاشق کتابم. شاید بیشتر از نوشتن به خواندن علاقه داشته باشم. مرحوم دانشور بزرگ بانوی ادبیات ایران که شاید تمام کتابهایشان را حفظ باشم می‌گفتند بیشتر از ان که بنویسم می‌خوانم و من که ریزه‌خواری بیش در سفره ادبیات نیستم باید زیاد بخوانم.

تصور شما از تاثیر رمان‌های ترجمه بر رمان ایرانی چیست؟
رمان‌های خارجی با ترجمه‌های خوب باعث تطابق ادبیات ما و آنها می‌شود در واقع ادبیات تطبیقی همین مطلب را بیان می‌کند مثلا ما در ادبیات فارسی اسفندیار را داریم که رویین‌تن است و جز چشم‌ها از جایی دیگر آسیب نمی‌بیند در آن‌سوی دنیا اشیل را داریم با پاشنه پای آسیب پذیرش. پس خواندن رمان‌های خارجی با ترجمه‌های ارزشمند فصل مشترک ملت‌ها را به هم می‌شناساند.

اگر قرار بود در جایگاه انتخاب میان چند نویسنده نوقلم قرار بگیرید به نظرتان سه شرط اول برای قبولی رُمانشان چه خواهد بود؟
من به روایی وگیرایی اهمیت بیشتری می‌دهم.

برای پرداختن و شکل‌دهی به شخصیت‌های داستان، به چه روشی این کار را انجام می‌دهید؟ الگو، تشبیه، ترکیب یا راهکاری دیگر؟
اولین کار طرح اولیه داستان است بعد شخصیت‌ها مثل یک سیال خودشان جاری می‌شوند. البته گاهی مشابهتی بین افراد وشخصیت‌های داستان پیش می‌آید که تصادفی است.

تاثیر نویسندگی در زندگی خانوادگی و کاری شما چگونه است (چه تاثیر مثبت و چه اثرات منفی)؟
نوشتن تاثیری در زندگی کاری و خانوادگی من ندارد من اول یک دختر برای مادرسالمندم هستم بعد همسر و مادر و مادربزرگ در کنار همه اینها می‌نوسیم، نوشتن با هیچ کدام از اینها منافات ندارد. بین خودمان باشد! جدای همه اینها عاشق کار‌های دستی وخیاطی‌ام ومثل یک بچه 4 ساله از پوشاندن لباس دست دوز خودم به تن مادر ودختر و نوه‌ام کیف می‌کنم و یواشکی برای خودم کف میزنم!

آیا شده مدت‌ها پس از انتشار کتاب خود، با خواندن آن حس ناخوشایندی بکنید؟ مثلا نیاز به تغییرات؟ چگونه بوده؟
نه. تا بحال پیش نیامده البته گاهی نیاز به اصلاحات در هر متنی هست، خوب قطعا من پیامبر نیستم که نوشته‌ام وحی منزل باشد!

شناخته شدن یا شهرت برای شما (و در کل برای یک نویسنده) چقدر جذابیت دارد؟
من هم مثل خیلی آدم‌ها از مطرح شدن و شهرت لذت می‌برم اما ‌ای کاش بتوانم با نوشته‌هایم نگرشی در خواننده ایجاد کنم که شهرت ناشی از آن بینش و نگرش باشد، نه صرفا رمانی که پر فروش بوده و بازار را تکان داده!

از کارهای جدید خود بگویید و ایده‌هایی که در ذهن و یا در دست نوشتن دارید؟
کار جدیدم ساختاری متفاوت دارد اما دوستش دارم و از اینکه یک روند جدید را پی‌گرفته‌ام خوشحالم.

ترجیح می‌دهید یک عاشقان‌هنویس پُرمخاطب باشید یا نویسنده‌ای اجتماعی با مخاطب کمتر و جدی‌تر؟
هر نویسنده‌ای پر مخاطب بودن را دوست دارد اما هر کسی را بهر کاری ساختند. من واقعیت‌ها را می‌نویسم و از این کار حس خوبی دارم. وقتی واقعیت‌های غم‌انگیزی در جامعه داریم نوشتن از باغ بزرگی که پسر صاحب باغ عاشق دختر سرایدار می‌شود و ماجراهای مرفهین بی‌درد... نمی‌دانم کار من نیست!

صحبت دیگر... یا حرف آخر برای هر کس که صلاح می‌دانید.
از انتشارات پرمخاطب و وزین شادان وگردانندگان جانش سپاسگزارم از همه کسانی که اظهار لطف می‌کنند وبه من انرژی مضاعف می‌دهند. ممنونم و امیدوارم لایق مهربانی‌هاشان باشم.

خواندن 617 دفعه

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top