ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
خانم زهرا اسدى ساکن شهر اصفهان است، و به خواسته ما براى گفتگو که از طریق ناشر ایشان انجام پذیرفت به گرمى پاسخ داد و همکارى کامل نمود. مطالب ذیل نتیجه سخنان ایشان است که به نظر شما مى‏‌رسد.زهرا اسدى در 29 آبان سال 1337 در شهر کوچک و صنعتى…
در سالن آرام یک آپارتمان با دیوارهای سپید و تابلوهای نقاشی متنوعی از طبیعت، دریا، جنگل و پل، برابر نویسنده‌ای نشسته‌ایم که برای سه نسل پیاپی از مردم ایران می‌نویسد و با او از روزهای رفته، از سال‌های پرهیاهوی نویسندگی‌اش که با نخستین و جنجالی‌ترین اثرش «توئیست داغم کن» آغاز…
غروب چهارم آبان ماه سال 1344 در تهران به دنیا آمدم. در خانواده‌ای که گرچه شغل فرهنگی نداشتند اما اصلی‌ترین علاقه همه آنها از پدر و مادرم تا برادر بزرگتر و بعدها خواهر کوچکترم مطالعه بود. کلاس دوم ابتدایی بودم که برای اولین بار قصه‌ای را در کلاس خواندم. تشویق‌های…
مصاحبه با مریم جعفری نویسنده جوانی که بیش از بیست اثر زیبا و به یادماندنی در کارنامه نویسندگی خود دارد برای ما بسیار جالب بود. با توجه به تنوع آثار و تفاوت فضاهای داستانی قضاوت درباره شخصیت او ناممکن می‌نمود. در برخورد اول اعتماد به نفس و قدرت بیان او…
بیست و هفتمین روز از پنجمین ماه سال شصت و نه در شهر گرگان به دنیا آمدم و آخرین نفر از یک خانواده‌ی پرجمعیت هستم. از همان کودکی عاشق کتاب بودم و یکی از بزرگ‌ترین سرگرمی‌هایم چرخ زدن در کتاب فروشی‌ها بود. در سیزده سالگی اولین رمان را خواندم که…
تکین حمزه‌لو متولد فروردین 1356 در تهران است. او دانش آموخته‌ی دانشگاه آزاد اسلامی و دارای مدرک مهندسی نرم‌افزار می‌باشد. اولین اثر چاپ شده ایشان در سال‌های فارغ التحصیلی آینده‌ی شغلی او را برای همیشه عوض کرد. او که از کودکی عاشق مطالعه و غرق شدن در دنیای داستان‌ها بود…
در یکی از محلات قدیمی جنوب تهران دریک خانواده پر جمعیت به دنیا آمدم. پیش از اینکه خودم را بشناسم با قصه و داستان آشنا شدم. با یادگرفتن الفبا فهمیدم عطشی بی‌نهایت به خواندن دارم. عشقی بزرگ به کتاب. برای همین بود که کتابخانه برایم بهشت بود. بیشترین اوقات فراغت…
زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاستگر بیفروزیشرقص شعله‌اش در هر کران پیداستورنه خاموش است و خاموشی گناه ماستپیش از شروعآنهایی که به تاریخ علاقه دارند، مخصوصاً آنهایی که برنامه‌های رادیو را گوش می‌کنند خوب یادشان است که خیلی سال پیش اول صبح برنامه‌ای از رادیو پخش می‌شد به اسم «تقویم تاریخ» که…
با خانم فاطمه زاهدی از طریق دوستی مشترک، قرار ملاقات گذاشتیم و در تاریخ ششم آذر ماه رأس ساعت مقرر به منزل ایشان در یکی از مناطق شمالی تهران رفتیم.خانه‌ای نسبتا قدیمی و بزرگ با معماری خاص که طراح آن با گوشه چشمی به معماری بناهای بسیار قدیمی و تلفیق…
مهستی زمانی متولد فصل تابستان هستم. در روز اول شهریور سال 1351 در تویسرکان زادگاه پدرو مادرم چشم به جهان گشودم. فرزند اول یک خانواده هفت نفره هستم ویک خواهر دوست داشتنی و سه برادر مهربان دارم که همیشه به خاطر وجوداین عزیزان شاکر خداوند بودم.پدر مهربان و زحمت‌کشم کارمند…
متولد بیست و پنجم اردیبهشت ماه 1349 در تهران هستم. پدرم دبیر دبیرستان و مدرس بازنشسته‌ی دانشگاه در رشته‌ی زبان انگلیسی و فرانسه و اهل علم و ادب و مادرم، مادری مهربان و نازنین، مشوق من در زمینه‌ی نوشتن بوده و هر دو، زاده‌ی شهر سربداران‌ یا سبزوار هستند و…
امروزه مقبولیت کسی چون سهراب سپهری، در قواره و اندازه‌ای است که فراموش می‌کنیم این موقعیت برای او چگونه به دست آمده است. در واقع چون از زمانه او کمتر آگاهی داریم، شاید به این موضوع هم کمتر توجه کنیم که سهراب با گذر از چه شرایطی به جایگاه امروزی‌اش…
به نام آنکه هست و پاینده استدر دومین روز از دومین ماه تابستان سال چهل و هشت در شهر تهران پا به جهان گذاشتم تا رسالت انسانی‌ام را که برای آن آفریده شده بودم، به انجام برسانم. نامم را فریده گذاشتند، یک نام مصری به معنی یکتا، یگانه... بیست و…
در تیر ماه 1361 در شهر زنجان بدنیا آمدم. فرزند دوم خانواده هستم. پدرم کارمند دولت و مادرم زنی خانه‌دار و هر دو فوق العاده مهربان و خانواده دوست هستند. کتاب‌خوانی را از همان کودکی دوست داشتم. هر جا کتاب قصه‌ای پیدا می‌کردم، نخوانده رهایش نمی‌نمودم. رفته‌رفته علاوه بر فصلنامه‌های…
صفحه1 از2

 

Go to top